رفتن به محتوای اصلی

حمایت از خشونت سیاسی در ایالات متحده: تحلیل یک نظرسنجی ملی و پیامدهای سلامت عمومی

حمایت از خشونت سیاسی در ایالات متحده: تحلیل یک نظرسنجی ملی و پیامدهای سلامت عمومی

خلاصه سریع برای خواننده

  • مطالعه‌ای ملی در آمریکا (می–ژوئن ۲۰۲۲، نمونه ۸,۶۲۰ نفر) میزان حمایت و تمایل به شرکت در خشونت سیاسی را بررسی کرد.
  • در این نمونه، درصد بیشتری از رأی‌دهندگان جمهوری‌خواه نسبت به دموکرات‌ها، خشونت را در برخی اهداف سیاسی توجیه‌پذیر دانستند (محدوده ۳۵.۳% تا ۴۹.۵% در جمهوری‌خواهان در برابر ۲۴.۷% تا ۲۶.۷% در دموکرات‌ها).
  • نتایج بر اساس وزن‌دهی نمونه برای نمایندگی ملی گزارش شد و تفاوت‌ها با تعدیل برای ویژگی‌های جمعیت‌شناختی تحلیل گردید.
  • این مطالعه مقطعی است؛ بنابراین رابطه مشاهده‌شده «ارتباطی» است و نمی‌توان از آن نتیجه‌گیری علیّت کرد.
  • پیامدهای این یافته برای سلامت عمومی و سلامت روانی جمعیت قابل توجه است؛ اما تفسیر باید با احتیاط و توجه به محدودیت‌های روش‌شناختی همراه باشد.

مقدمه

در چند سال اخیر پژوهش‌ها و گزارش‌های خبری در ایالات متحده نگرانی‌هایی درباره افزایش حمایت از خشونت سیاسی و تمایل به مشارکت در اعمال خشن برای اهداف سیاسی مطرح کرده‌اند. پرسش‌های کلیدی این است که این گرایش‌ها چقدر در بین جمعیت عمومی گسترش یافته‌اند، آیا با گرایش حزبی و ایدئولوژیک مرتبط‌اند و پیامدهای این وضعیت برای سلامت عمومی و ثبات اجتماعی چه می‌تواند باشد. مقاله مروری که مبنای این متن است، نتایج یک نظرسنجی ملی نماینده انجام‌شده در بازهٔ ۱۳ می تا ۲ ژوئن ۲۰۲۲ را گزارش می‌کند. هدف این نوشتار ترجمهٔ علمی، دقیق و قابل‌فهمِ نتایج، تشریح روش‌شناسی، محدودیت‌ها و پیامدهای بالینی و عمومی برای خوانندگان فارسی‌زبان است.

چه کاری انجام شد؟ — طراحی مطالعه و روش‌ها

این پژوهش یک مطالعه مقطعی است که با استفاده از Ipsos KnowledgePanel، یک پنل آنلاین نمونه‌گیری شده که برای نمایندگی ملی بزرگسالان ایالات متحده طراحی شده است، انجام شد. از میان افرادی که دعوت شدند، نرخ تکمیل پرسشنامه ۵۵.۸% بود و نمونه تحلیلی شامل 8,620 پاسخ‌دهنده بود.

نمونه و نمایندگی

نمونه با وزن‌دهی آماری تنظیم شد تا نمایندهٔ جمعیت بزرگسال ایالات متحده باشد. پرسش‌ها شامل سنجش دیدگاه‌ها در قبال اینکه آیا خشونت «معمولاً یا همیشه توجیه‌پذیر» است برای پیشبرد هر یک از ۱۷ هدف سیاسی مشخص و همچنین سنجش «تمایل شخصی به شرکت در خشونت سیاسی» بود.

تحلیل‌های آماری

نتایج به‌صورت فراوانی‌های موزون (weighted prevalences) با فاصلهٔ اطمینان ۹۵% گزارش شدند. برای بررسی ارتباط بین گرایش حزبی/ایدئولوژی و حمایت از خشونت، گزارش‌ها شامل اختلاف فراوانی (prevalence differences) با تعدیل برای ویژگی‌های اجتماعی-دموگرافیک و جغرافیا بودند. برای کنترل چندمقایسه‌ای از روش تنظیم p-value بر اساس نرخ کشف کاذب (false discovery rate) استفاده شده و مقادیر تعدیل‌شده به‌صورت q-value ارائه شد.

نتایج اصلی

یافته‌های کلیدی مطالعه چنین هستند:

  • در میان اهداف سیاسی مشخص، درصد افرادی که خشونت را «معمولاً یا همیشه توجیه‌پذیر» دانستند در بین جمهوری‌خواهان بیشتر بود (محدودهٔ ۳۵.۳% تا ۴۹.۵%) نسبت به دموکرات‌ها (محدودهٔ ۲۴.۷% تا ۲۶.۷%).
  • تفاوت‌ها حتی پس از تعدیل برای سن، جنس، تحصیلات، نژاد/قومیت و موقعیت جغرافیایی باز هم قابل توجه بود، هرچند اندازهٔ اثر و میزان معناداری بسته به هدف سیاسی مورد نظر متفاوت بود.
  • درصد کسانی که خود را مایل به مشارکت شخصی در خشونت سیاسی می‌دانستند پایین‌تر از درصد کسانی بود که خشونت را توجیه‌پذیر می‌دانستند، اما بخش قابل‌توجهی از پاسخ‌دهندگان نشان دادند که در موقعیت‌های خاص احتمال دارد اقدام خشونت‌آمیز را بپذیرند یا انجام دهند.

تفسیر نتایج: ارتباط حزب‌گرایی و تمایل به خشونت

یافته‌ها نشان می‌دهد که گرایش حزبی و تا حدی ایدئولوژی سیاسی با احتمال پشتیبانی از استفاده از خشونت برای اهداف سیاسی همبستگی دارد. اما باید تأکید کرد که این همبستگی به معنی رابطهٔ علی نیست؛ یعنی نمی‌توان گفت عضویت در یک حزب به‌طور مستقیم باعث افزایش رفتار خشونت‌آمیز می‌شود. مجموعه‌ای از عوامل ساختاری، فرهنگی، رسانه‌ای و فردی ممکن است در ایجاد چنین الگوهایی نقش داشته باشند.

چرا این تفاوت‌ها ممکن است وجود داشته باشند؟

  • تبیین‌های اجتماعی: رسانه‌ها، رهبری حزبی و فضای شبکه‌های اجتماعی می‌توانند روایت‌ها و هنجارهایی را تقویت کنند که خشونت را در برخی زمینه‌ها قابل توجیه می‌نمایاند.
  • فرهنگ سیاسی: برداشت‌های متفاوت از مشروعیت نظام سیاسی یا نگرانی دربارهٔ سرنوشت جامعه ممکن است افراد را به سمت توجیه یا حمایت از اقدامات افراطی سوق دهد.
  • ویژگی‌های جمعیتی و اقتصادی: نابرابری، فقدان منابع اقتصادی یا احساس محرومیت می‌تواند پتانسیل خشونت‌طلبی را افزایش دهد؛ این عوامل اغلب با گرایش حزبی توزیع می‌شوند.

محدودیت‌ها و نکاتی که باید با احتیاط خواند

  • طبیعت مقطعی: مطالعه در یک بازه زمانی مشخص صورت گرفته و تنها روابط همزمان را نشان می‌دهد؛ بنابراین هیچ نتیجه‌گیری علیتی نمی‌توان از آن گرفت.
  • تعریف و خوداظهاری: پرسش‌ها بر پایهٔ پاسخ‌های خوداظهاری بودند؛ پاسخ‌دهندگان ممکن است به‌خاطر هنجارهای اجتماعی یا ترس از قضاوت، دیدگاه‌های خود را کم یا زیاد گزارش کنند (سوگیری پاسخ‌دهی).
  • نمونه و عدم‌پاسخ: نرخ تکمیل ۵۵.۸% است؛ هرچند وزن‌دهی برای نمایندگی انجام شد، اما عدم‌پاسخ ممکن است منجر به سوگیری شود اگر کسانی که پاسخ ندادند در دیدگاه‌های سیاسی یا خشونت‌پذیری تفاوت داشته باشند.
  • سیاست‌محور و زمینه‌محور بودن: یافته‌ها مربوط به ایالات متحده و زمان دقیق نظرسنجی (می-ژوئن ۲۰۲۲) است؛ شرایط سیاسی، رویدادهای ناگهانی یا تغییرات رسانه‌ای می‌تواند نتایج را تحت تأثیر قرار دهد، بنابراین تعمیم به دوره‌ها یا کشورها دیگر باید با احتیاط انجام شود.
  • مفاهیم مبهم: پرسش‌های مربوط به «توجیه‌پذیری خشونت» می‌تواند توسط افراد به شکل‌های مختلف تفسیر شود (شدت خشونت، هدف، عامل خشونت و غیره).

کاربرد بالینی و پیامدهای سلامت عمومی

هرچند این پژوهش یک مطالعه اجتماعی-سیاسی است، نتایج آن برای حوزهٔ سلامت عمومی و سلامت روان اهمیت دارد:

  • افزایش دیدگاه‌های پشتیبان خشونت می‌تواند به افزایش واقعا وقوع خشونت منجر شود و از این طریق سلامت جسمی و روانی جمعیت را تهدید نماید (جراحت، مرگ، تروما، اضطراب و افسردگی در سطح جامعه).
  • حضور یا تهدید خشونت می‌تواند دسترسی به خدمات سلامت را مختل کند و سلامت روانی گروه‌های آسیب‌پذیر را بدتر کند.
  • پزشکان و ارائه‌دهندگان خدمات بهداشتی باید نسبت به علائم اضطراب، استرس مزمن، علائم PTSD و خطر آزارگری آگاه باشند، به‌خصوص در جوامعی که تنش سیاسی بالا است.
  • از منظر سیاست‌گذاری سلامت عمومی، نیاز به برنامه‌های پیشگیری و کاهش خشونت، آموزش‌های میان‌فرهنگی و تقویت شبکه‌های حمایتی احساس می‌شود.

نکاتی برای کلینیکال پروسس (بدون توصیه درمانی قطعی)

  • در تاریخچه‌گیری بالینی، پرسش دربارهٔ تجربهٔ قربانی‌شدن یا نگرانی از خشونت می‌تواند مفید باشد، به‌ویژه اگر بیمار علائم اضطراب یا اختلال خواب دارد.
  • اگر بیماران نگرانی دربارهٔ امنیت شخصی یا جامعه خود دارند، ارجاع به خدمات حمایتی و مشاوره‌ای محلی می‌تواند مناسب باشد.
  • پزشکان باید مرزهای حرفه‌ای و امنیتی را حفظ کنند و در صورت وجود خطر فوری به مددکاران اجتماعی یا مراجع قانونی ذی‌ربط ارجاع دهند.

نظر تحریریه پزشک سایت

تحریریهٔ پزشک سایت این مطالعه را به‌عنوان یک نشانهٔ هشداردهنده در نظر می‌گیرد که نشان می‌دهد پتانسیل حمایت از خشونت سیاسی در میان بخشی از جمعیت ایالات متحده وجود دارد و اینکه این پتانسیل با گرایش‌های حزبی متفاوت است. با این حال، یافته‌ها را باید با احتیاط تفسیر کرد: داده‌ها خوداظهاری و مقطعی‌اند و عوامل زمینه‌ای متعددی می‌توانند در ایجاد چنین تصویرهایی نقش ایفا کنند. در حوزهٔ سلامت، پیام روشن است؛ هرگونه افزایش خشونت یا تهدید به خشونت می‌تواند تبعات جدی بر سلامت روان و جسم جامعه داشته باشد و نیازمند اقدام چندبخشی است—از سیاست‌گذاران تا خدمات سلامت و سازمان‌های جامعه‌محور.

محدودیت‌های علمی که باید در نظر گرفته شود

  • عدم توانایی در تعیین علیت؛ مطالعه صرفاً همبستگی‌ها را نشان می‌دهد.
  • محدودیت خوداظهاری و احتمال سوگیری اجتماعی یا تمایل به پاسخ‌دهی به‌نفع هنجارها.
  • پتانسیل سوگیری انتخاب و عدم‌پاسخ که ممکن است نمایندگی کامل جمعیت را محدود کند، گرچه وزن‌دهی تلاش کرده این موضوع را کاهش دهد.
  • پرسش‌ها ممکن است شدت و نوع خشونت را به‌طور دقیق تمایز نداده باشند؛ بنابراین تفسیرِ «خشونت» به انواع مختلف (از تهدید تا اقدام فیزیکی شدید) می‌تواند متفاوت باشد.

چه زمانی باید با پزشک یا ارائه‌دهنده سلامت مشورت کرد؟

اگر شما یا فردی در خانواده‌تان در معرض یا شاهد خشونت سیاسی بوده‌اید یا نگرانی‌هایی دربارهٔ تأثیرات روانی/جسمی تهدید خشونت دارید، مشورت با یک ارائه‌دهنده سلامت می‌تواند مناسب باشد. به‌طور مشخص در موارد زیر سریع‌تر به پزشک یا خدمات اورژانسی مراجعه یا ارجاع دهید:

  • وجود آسیب جسمی یا جراحات ناشی از خشونت.
  • افکار یا برنامه‌ریزی برای آسیب به خود یا دیگران (اورژانس روانی).
  • نشانه‌های شدید اضطراب، اختلال خواب، کابوس مکرر یا خاطرات مزاحم که سطح عملکرد روزانه را مختل کرده‌اند.
  • حس ناتوانی در مدیریت ترس، خشم یا کنش‌های پرخطر مرتبط با شواهد تهدید یا تحریکات سیاسی.
  • نیاز به حمایت حقوقی یا اجتماعی در پی تهدید یا اعمال خشونت—در این موارد ارائه‌دهندگان سلامت ممکن است به منابع محلی ارجاع دهند.

پیشنهاداتی برای سیاست‌گذاران و جامعه سلامت

اگرچه این مطالعه مستقیماً راهکارهای اجرایی ارائه نمی‌دهد، اما می‌توان از آن برای هدایت اقدامات زیر استفاده کرد:

  • سرمایه‌گذاری در برنامه‌های پیشگیری از خشونت و تقویت شبکه‌های حمایتی محلی.
  • افزایش دسترسی به خدمات سلامت روان، به‌ویژه در جوامع با تنش سیاسی بالا.
  • پایش مستمر دیدگاه‌ها و نگرش‌ها با استفاده از نظرسنجی‌های تکرارشونده برای دنبال کردن تغییرات زمانی و تعیین عوامل زمینه‌ای.
  • توسعه برنامه‌های آموزشی رسانه‌ای برای کاهش انتشار اطلاعاتِ تحریفی که می‌تواند خشونت‌خواهی را تقویت کند.

پرسش‌های رایج

  • آیا این مطالعه نشان می‌دهد که اعضای یک حزب خاص خطرناک‌ترند؟

    خیر. مطالعه نشان می‌دهد که دیدگاه‌های حمایتی از خشونت در میان گروه‌های حزبی متفاوت توزیع شده‌اند، اما این به معنی برچسب‌زدن کل یک حزب یا همه اعضای آن به‌عنوان “خطرناک” نیست. این نتایج نشان‌دهنده الگوهای جمعیتی است که نیاز به بررسی‌های بیشتر دارد.

  • آیا می‌توانیم از این نتایج برای پیش‌بینی خشونت واقعی استفاده کنیم؟

    نه مستقیماً. حمایت نظری از خشونت لزوماً به معنای اقدام است؛ برای پیش‌بینی وقوع خشونت نیاز به داده‌های رفتاری، اطلاعات زمانی و زمینه‌ای و مطالعات طولی داریم.

  • آیا این یافته‌ها برای کشورهایی غیر از آمریکا قابل تعمیم است؟

    به‌طور محدود. شرایط سیاسی، تاریخی و اجتماعی هر کشور متفاوت است؛ تعمیم باید با احتیاط و پس از مطالعات محلی صورت گیرد.

  • افرادی که نگران تأثیرات سیاسی بر سلامت روان خود هستند چه کنند؟

    در صورت علائم اختلال روانی یا احساس خطر، به پزشک یا خدمات سلامت روان مراجعه کنید. منابع حمایتی محلی و خدمات اورژانسی در صورت خطر فوری در دسترس‌اند.

جمع‌بندی کاربردی

این مطالعهٔ ملی نشان می‌دهد که در دورهٔ مورد بررسی در آمریکا، حمایت از استفاده از خشونت برای اهداف سیاسی در میان گروهی از جمعیت قابل توجه است و این گرایش‌ها با گرایش‌های حزبی و ایدئولوژیک همراه‌اند. با این وجود، محدودیت‌های روش‌شناختی (خوداظهاری، مقطعی بودن، احتمال سوگیری) مانع از نتیجه‌گیری قطعی دربارهٔ رابطهٔ علی می‌شوند. از منظر سلامت عمومی، پیامدها روشن‌اند: هرگونه گسترش نگرش‌های توجیه‌کننده خشونت می‌تواند به پیامدهای جدی جسمی و روانی برای جامعه بینجامد و نیازمند پاسخ‌های چندبخشی—including پایش جمعیتی، تقویت خدمات سلامت روان و برنامه‌های پیشگیری—است. در سطح بالینی، پزشکان باید نسبت به اثرات تهدید خشونت بر سلامت روان بیماران حساس باشند و در صورت نیاز به ارجاع به شبکه‌های حمایتی و خدمات روان‌درمانی اقدام کنند.

منبع

Party affiliation, political ideology, views on democracy and society, and support for political violence in the United States of America: findings from a nationally representative survey. PLOS One. 2026. DOI: https://doi.org/10.1371/journal.pone.0355678

توجه: این مطلب یک بازنشر و تحلیل از یافته‌های یک مطالعهٔ علمی است و نباید به‌عنوان توصیهٔ پزشکی یا حقوقی قطعی تلقی شود. برای مسائل فوری یا شرایط تهدیدآمیز با مراکز اورژانس، خدمات قانونی و ارائه‌دهندگان سلامت محلی تماس بگیرید.

نظر شما در مورد این مطلب چیست ؟

با کلیک بر روی یکی از ستاره ها از ۱ تا ۵ امتیاز دهید :

امتیاز : / ۵. تعداد نظر :

هیچ نظری داده نشده است .

مطالب این مقاله فقط برای افزایش آگاهی عمومی است و جایگزین تشخیص یا درمان پزشکی نیست. برای اطلاعات بیشتر، صفحه سیاست پزشکی و سلب مسئولیت پزشک سایت را بخوانید.

دکتر احمدی ، پژوهشگر پزشکی

پژوهشگر و نویسنده حوزه سلامت

حوزه‌های فعالیت:
پزشکی عمومی، سلامت عمومی، مرور مقالات علمی، آموزش پزشکی

نقش در پزشک سایت:
تهیه، ترجمه و بازنویسی علمی مقالات پزشکی بر اساس منابع معتبر.

توجه:
در مقالات حساس پزشکی، محتوای منتشرشده باید به‌صورت جداگانه توسط پزشک متخصص مرتبط بازبینی شود. مطالب این نویسنده صرفاً جنبه آموزشی و اطلاع‌رسانی دارند.

تعداد نظرات : 0

هنوز نظری برای این مطلب ثبت نشده است.

ارسال نظر

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. زمینه‌های مورد نیاز مشخص شده‌اند.